هوش مصنوعی:
کاووس کی به سوی پارس آمد و جهانی شاد و پر از داد برپا کرد. او تخت خود را آراست و عدالت را گسترش داد. پهلوانانی به مناطق مختلف فرستاد و جهان را پر از عدالت کرد. کاووس خانهای در البرز کوه ساخت که دیوها را به زحمت انداخت. او خانههایی از سنگ خارا و آبگینه ساخت و کاخی زرین برای نشستن برپا کرد. محیط زندگی او پر از زیبایی و آرامش بود و دیوها از او در رنج بودند.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم حماسی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند دیوها و پهلوانان نیاز به درک بیشتری از ادبیات و فرهنگ دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
بخش ۷ - بیامد سوی پارس کاووس کی
بیامد سوی پارس کاووس کی
جهانی به شادی نوافگند پی ۱
بیاراست تخت و بگسترد داد
به شادی و خوردن دل اندر نهاد ۲
فرستاد هر سو یکی پهلوان
جهاندار و بیدار و روشنروان ۳
به مرو و نشاپور و بلخ و هری
فرستاد بر هر سویی لشکری ۴
جهانی پر از داد شد یکسره
همی روی برتافت گرگ از بره ۵
ز بس گنج و زیبایی و فرهی
پری و دد و دام گشتش رهی ۶
مهان پیش کاووس کهتر شدند
همه تاجدارنش لشکر شدند ۷
جهان پهلوانی به رستم سپرد
همه روزگار بهی زو شمرد ۸
یکی خانه کرد اندر البرز کوه
که دیو اندران رنجها شد ستوه ۹
بفرمود کز سنگ خارا کنند
دو خانه برو هر یکی ده کمند ۱۰
بیاراست آخر به سنگ اندرون
ز پولاد میخ و ز خارا ستون ۱۱
ببستند اسپان جنگی بدوی
هم اشتر عماریکش و راه جوی ۱۲
دو خانه دگر ز آبگینه بساخت
زبرجد به هر جایش اندر نشاخت ۱۳
چنان ساخت جای خرام و خورش
که تن یابد از خوردنی پرورش ۱۴
دو خانه ز بهر سلیح نبرد
بفرمو کز نقرهٔ خام کرد ۱۵
یکی کاخ زرین ز بهر نشست
برآورد و بالاش داده دو شست ۱۶
نبودی تموز ایچ پیدا ز دی
هوا عنبرین بود و بارانش می ۱۷
به ایوانش یاقوت برده بکار
ز پیروزه کرده برو بر نگار ۱۸
همه ساله روشن بهاران بدی
گلان چون رخ غمگساران بدی ۱۹
ز درد و غم و رنج دل دور بود
بدی را تن دیو رنجور بود ۲۰
به خواب اندر آمد بد روزگار
ز خوبی و از داد آموزگار ۲۱
به رنجش گرفتار دیوان بدند
ز بادافرهٔ او غریوان بدند ۲۲
جهانی به شادی نوافگند پی ۱
بیاراست تخت و بگسترد داد
به شادی و خوردن دل اندر نهاد ۲
فرستاد هر سو یکی پهلوان
جهاندار و بیدار و روشنروان ۳
به مرو و نشاپور و بلخ و هری
فرستاد بر هر سویی لشکری ۴
جهانی پر از داد شد یکسره
همی روی برتافت گرگ از بره ۵
ز بس گنج و زیبایی و فرهی
پری و دد و دام گشتش رهی ۶
مهان پیش کاووس کهتر شدند
همه تاجدارنش لشکر شدند ۷
جهان پهلوانی به رستم سپرد
همه روزگار بهی زو شمرد ۸
یکی خانه کرد اندر البرز کوه
که دیو اندران رنجها شد ستوه ۹
بفرمود کز سنگ خارا کنند
دو خانه برو هر یکی ده کمند ۱۰
بیاراست آخر به سنگ اندرون
ز پولاد میخ و ز خارا ستون ۱۱
ببستند اسپان جنگی بدوی
هم اشتر عماریکش و راه جوی ۱۲
دو خانه دگر ز آبگینه بساخت
زبرجد به هر جایش اندر نشاخت ۱۳
چنان ساخت جای خرام و خورش
که تن یابد از خوردنی پرورش ۱۴
دو خانه ز بهر سلیح نبرد
بفرمو کز نقرهٔ خام کرد ۱۵
یکی کاخ زرین ز بهر نشست
برآورد و بالاش داده دو شست ۱۶
نبودی تموز ایچ پیدا ز دی
هوا عنبرین بود و بارانش می ۱۷
به ایوانش یاقوت برده بکار
ز پیروزه کرده برو بر نگار ۱۸
همه ساله روشن بهاران بدی
گلان چون رخ غمگساران بدی ۱۹
ز درد و غم و رنج دل دور بود
بدی را تن دیو رنجور بود ۲۰
به خواب اندر آمد بد روزگار
ز خوبی و از داد آموزگار ۲۱
به رنجش گرفتار دیوان بدند
ز بادافرهٔ او غریوان بدند ۲۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۲
۹۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۶ - فرستاده شد نزد قیصر ز شاه
گوهر بعدی:بخش ۸ - چنان بد که ابلیس روزی پگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.