هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دوری از معشوق سخن میگوید. او از نرسیدن به وصال معشوق و رنجهای عشق شکایت میکند، اما با این حال به یک نگاه از دور قانع است. شاعر همچنین از تأثیرات عمیق نگاه معشوق و دردهای عشق بر دل خود میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۷۱ - نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید
نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید
نی و هم من به وصف جمال تو در رسید ۱
این چشم شور بخت تو را دید یک نظر
چندین هزار فتنه ازان یک نظر رسید ۲
عمری است کز تو دورم و زان دل شکستهام
نی از توام سلام و نه از دل خبر رسید ۳
از دست آنکه دست به وصلت نمیرسد
جانم ز لب گذشت و به بالای سر رسید ۴
هر تیر کز گشاد ملامت برون پرید
بیآگهی سینه مرا بر جگر رسید ۵
با این همه به یک نظر از دور قانعم
چو روزی از قضا و قدر این قدر رسید ۶
دوری گزیدن از در تو دل نمیدهد
خاقانی این خبر ز دل خویش بر رسید ۷
نی و هم من به وصف جمال تو در رسید ۱
این چشم شور بخت تو را دید یک نظر
چندین هزار فتنه ازان یک نظر رسید ۲
عمری است کز تو دورم و زان دل شکستهام
نی از توام سلام و نه از دل خبر رسید ۳
از دست آنکه دست به وصلت نمیرسد
جانم ز لب گذشت و به بالای سر رسید ۴
هر تیر کز گشاد ملامت برون پرید
بیآگهی سینه مرا بر جگر رسید ۵
با این همه به یک نظر از دور قانعم
چو روزی از قضا و قدر این قدر رسید ۶
دوری گزیدن از در تو دل نمیدهد
خاقانی این خبر ز دل خویش بر رسید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - عشق تو اندر دلم شاخ کنون میزند
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.