هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از عشق و دوری از او سخن میگوید. شاعر معتقد است که زیبایی معشوق او بینظیر است و حتی خانهی حسن (زیبایی) نیز تحت تأثیر او قرار دارد. او همچنین از دوری از معشوق و آرزوی وصال با او سخن میگوید و بیان میکند که سعادت واقعی در دسترس هر کسی نیست.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای نوجوانان چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۸۲ - آن کو چو تو دلربای دارد
آن کو چو تو دلربای دارد
بر فرق زمانه پای دارد ۱
سخت آباد است خانهٔ حسن
تا روی تو کدخدای دارد ۲
خوش عطاری است باد شبگیر
تا زلف تو مشکسای دارد ۳
جان کز تو در این مقام دور است
آهنگ دگر سرای دارد ۴
هیهات که روی دلربایت
با ما به وصال رای دارد ۵
سلطان سعادت آنچنان نیست
کاندیشهٔ هر گدای دارد ۶
خاقانی از آسمان گذشته است
تا خاک در تو جای دارد ۷
بر فرق زمانه پای دارد ۱
سخت آباد است خانهٔ حسن
تا روی تو کدخدای دارد ۲
خوش عطاری است باد شبگیر
تا زلف تو مشکسای دارد ۳
جان کز تو در این مقام دور است
آهنگ دگر سرای دارد ۴
هیهات که روی دلربایت
با ما به وصال رای دارد ۵
سلطان سعادت آنچنان نیست
کاندیشهٔ هر گدای دارد ۶
خاقانی از آسمان گذشته است
تا خاک در تو جای دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۱ - آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳ - چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.