هوش مصنوعی: شاعر در این متن از گرفتاری در تقدیر و سرنوشت سخن می‌گوید و از دل رمیده و شوق خود برای رهایی از این وضعیت می‌نالد. او از دام‌های زندگی و تلاش برای رهایی از آنها صحبت می‌کند و آرزو می‌کند که خداوند به او کمک کند تا از این دام‌ها رها شود. شاعر همچنین از تلاش برای رسیدن به آرامش و رهایی از مشکلات زندگی سخن می‌گوید و از خواننده می‌خواهد که به جای جستجوی چیزهای دست‌نیافتنی، به قناعت روی آورد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۹۸ - فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر

فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر
نه گرد خانه به دوشم نه خاک دامن‌گیر ۱

دل رمیده و شوق بهانه خود دارم
که دیده است دو دیوانه را به یک زنجیر ۲

چه طرف‌ها که نبستم ز رهنمائی دل
دلیل رهزن من مست خواب و راه خطیر ۳

خدا زیارت فتراک دل نصیب کناد
رمیده خاطرم از دام راه بی‌تاثیر ۴

نفس کشیدن مرغ اسیر پرواز است
مباد صید رهائی شوی ز دام صفیر ۵

دلی که بال و پری در هوای خاک بزد
ندید خواب شکفتن چو غنچهٔ تصویر ۶

ز سینه تا به لب آئین نیشتر دارم
حدیث از جگر پاره می‌کنم تفسیر ۷

تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد
چرا غزال قناعت نمی‌کنی تسخیر ۸

ز فیض دولت بیدار دیده می‌خواهم
که صبح را دهم از گریه توشهٔ شب‌گیر ۹

تو خاقنی که به تاراج امتحان رفتی
ز گرد کورهٔ وارستگی طلب اکسیر ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۷ - سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹ - روز عمرم در شب افتاده است باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.