هوش مصنوعی:
این شعر از خاقانی بیانگر دلتنگی و عشق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از نگسستن رشتههای پندار و عشق، از دست دادن دین و دل در راه هوا و هوس، و ماندن در بازار عشق سخن میگوید. او از رنجها و غمهایی که تحمل کرده و هنوز به معشوق وفادار است، صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۰۰ - ای دل آن زنار نگسستی هنوز
ای دل آن زنار نگسستی هنوز
رشتهٔ پندار نگسستی هنوز ۱
خاک هر پی خون توست از کوی یار
پی ز کوی یار نگسستی هنوز ۲
در سر کار هوا شد دین و دل
هم نظر زان کار نگسستی هنوز ۳
تن چو جان از دیده نادیدار ماند
دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز ۴
بر سر بازار عشق آبت برفت
پای ز آن بازار نگسستی هنوز ۵
تاختی بر اسب همت سالها
تنگ آن رهوار نگسستی هنوز ۶
رشتهٔ جانت ز غم یک تار ماند
شکر کن کان تار نگسستی هنوز ۷
لاف یکرنگی مزن خاقانیا
کز میان زنار نگسستی هنوز ۸
رشتهٔ پندار نگسستی هنوز ۱
خاک هر پی خون توست از کوی یار
پی ز کوی یار نگسستی هنوز ۲
در سر کار هوا شد دین و دل
هم نظر زان کار نگسستی هنوز ۳
تن چو جان از دیده نادیدار ماند
دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز ۴
بر سر بازار عشق آبت برفت
پای ز آن بازار نگسستی هنوز ۵
تاختی بر اسب همت سالها
تنگ آن رهوار نگسستی هنوز ۶
رشتهٔ جانت ز غم یک تار ماند
شکر کن کان تار نگسستی هنوز ۷
لاف یکرنگی مزن خاقانیا
کز میان زنار نگسستی هنوز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹ - روز عمرم در شب افتاده است باز
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱ - دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.