هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از یار خود به عنوان کسی یاد میکند که هیچکس مانند او نیست. شاعر از شدت عشق و درد فراق میگوید و از گرههای عشقی که یارش بر دل او زده است. همچنین، شاعر از زیبایی و تأثیر یار خود بر جانش سخن میگوید و بیان میکند که هیچکس مانند او نیست.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۲۰۲ - از این ده رنگتر یاری نپندارم که دارد کس
از این ده رنگتر یاری نپندارم که دارد کس
ازین بینورتر کاری نپندارم که دارد کس ۱
نماند از رشتهٔ جانم به جز یک تار خونآلود
ازین باریکتر تاری نپندارم که دارد کس ۲
مرا زلف گره گیرش گره بر دل زند عمدا
ازین بتر گرهکاری نپندارم که دارد کس ۳
دهم در من یزید دل دو گیتی را به یک مویش
ازین سان روز بازاری نپندارم که دارد کس ۴
نسیم صبح جانم را ودیعت آورد بویش
ازین به تحفه در باری نپندارم که دارد کس ۵
اگرچه زیر هر سنگی چو خاقانی صدا بینی
ازین برتر سخن باری نپندارم که دارد کس ۶
ازین بینورتر کاری نپندارم که دارد کس ۱
نماند از رشتهٔ جانم به جز یک تار خونآلود
ازین باریکتر تاری نپندارم که دارد کس ۲
مرا زلف گره گیرش گره بر دل زند عمدا
ازین بتر گرهکاری نپندارم که دارد کس ۳
دهم در من یزید دل دو گیتی را به یک مویش
ازین سان روز بازاری نپندارم که دارد کس ۴
نسیم صبح جانم را ودیعت آورد بویش
ازین به تحفه در باری نپندارم که دارد کس ۵
اگرچه زیر هر سنگی چو خاقانی صدا بینی
ازین برتر سخن باری نپندارم که دارد کس ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱ - دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳ - بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.