هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اسارت در دلدادگی سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود رنجهای عشق، حاضر به ترک آن نیست و حتی زخمهای عشق را با آغوش باز میپذیرد. شاعر عشق را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از وجود خود میداند و بدون آن، زندگی برایش بیمعناست.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۵ - گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
از سر کوی تو پای بازنگیرم ۱
زخم سنان تو را سپر کنم از دل
تا تو بدانی که با تو راست چو تیرم ۲
خصم و شفیعم توئی ز تو به که نالم
کز توی ناحق گزار نیست گزیرم ۳
ساختهام با بلای عشق تو چونانک
گر عوضش عافیت دهی نپذیرم ۴
بیتو چو شمعم که زنده دارم شب را
چون نفس صبحدم دمید، بمیرم ۵
زخمهٔ عشق تو راست از دل من ساز
زاری خاقانی است نالهٔ زیرم ۶
از سر کوی تو پای بازنگیرم ۱
زخم سنان تو را سپر کنم از دل
تا تو بدانی که با تو راست چو تیرم ۲
خصم و شفیعم توئی ز تو به که نالم
کز توی ناحق گزار نیست گزیرم ۳
ساختهام با بلای عشق تو چونانک
گر عوضش عافیت دهی نپذیرم ۴
بیتو چو شمعم که زنده دارم شب را
چون نفس صبحدم دمید، بمیرم ۵
زخمهٔ عشق تو راست از دل من ساز
زاری خاقانی است نالهٔ زیرم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴ - از هستی خود که یاد دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶ - منم آن کز طرب غمین باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.