هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فداکاری خود سخن میگوید. او بیان میکند که حاضر است جان و دل خود را برای معشوق فدا کند و هر آنچه دارد، از جمله گوهر عمر و دانههای دل، را به پای او بریزد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که بتواند زیورهای خود را به او تقدیم کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فداکاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر به دست میآید.
غزل ۲۴۶ - گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم
گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم
ور زخم زنی دل را بر خنجرت افشانم ۱
معلوم من از عالم جانی است، چه فرمائی
بر خنجر تو پاشم یا بر سرت افشانم ۲
بر سوزن مژگانم صد رشته گهر دارم
در دامن تو ریزم یا در برت افشانم ۳
آئی به کف آن خنجر چون چشم من از گوهر
من گوهر عمر خود بر گوهرت افشانم ۴
گر گوهر جان خواهی هم در کمرت دوزم
ور دانهٔ دل خواهی هم در برت افشانم ۵
طاووس خودآرائی در زیور زیبائی
گر دیده قبول آید بر زیورت افشانم ۶
با من به سلام خشک ای دوست زبان ترکن
تا از مژه هر ساعت لعل ترت افشانم ۷
خاک در سلطان را افسر کن و بر سر نه
تا سر به کله داری بر افسرت افشانم ۸
آن پیکر روحانی بنمای به خاقانی
تا دیدهٔ نورانی بر پیکرت افشانم ۹
ور زخم زنی دل را بر خنجرت افشانم ۱
معلوم من از عالم جانی است، چه فرمائی
بر خنجر تو پاشم یا بر سرت افشانم ۲
بر سوزن مژگانم صد رشته گهر دارم
در دامن تو ریزم یا در برت افشانم ۳
آئی به کف آن خنجر چون چشم من از گوهر
من گوهر عمر خود بر گوهرت افشانم ۴
گر گوهر جان خواهی هم در کمرت دوزم
ور دانهٔ دل خواهی هم در برت افشانم ۵
طاووس خودآرائی در زیور زیبائی
گر دیده قبول آید بر زیورت افشانم ۶
با من به سلام خشک ای دوست زبان ترکن
تا از مژه هر ساعت لعل ترت افشانم ۷
خاک در سلطان را افسر کن و بر سر نه
تا سر به کله داری بر افسرت افشانم ۸
آن پیکر روحانی بنمای به خاقانی
تا دیدهٔ نورانی بر پیکرت افشانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۵ - چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷ - ما پیشکش تو جان فرستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.