هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و ستایش خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از جان و مال خود به عنوان پیشکش یاد میکند و معشوق را کعبهٔ جان و عید دل خود میداند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ماه، ناقه و چرخ مشتری، احساسات خود را به زیبایی بیان میکند و از عشق و فداکاری خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تصاویر شاعرانه ممکن است برای خوانندگان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۴۸ - دیده در کار لب و خالش کنم
دیده در کار لب و خالش کنم
پیشکش هم جان و هم مالش کنم ۱
کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست
جان و دل قربان همه سالش کنم ۲
چون مرا از راه کعبه است این فتوح
بس طواف شکر کامسالش کنم ۳
ماه من کاشتر سوار آید به راه
دیده سقا، سینه حمالش کنم ۴
ناقهرا چون ماه بر کوهان بود
نام چرخ مشتری فالش کنم ۵
ناقه ای کو پای بر یالش نهد
بوسه گه هم پای و هم یالش کنم ۶
گه مهار از رشتهٔ جان سازمش
گه زر رخسار خلخالش کنم ۷
گر دلم سوزد سموم بادیه
بس مفرح کز لب و خالش کنم ۸
کمترین هندوی او خاقانی است
گر پذیرد نام مثقالش کنم ۹
پیشکش هم جان و هم مالش کنم ۱
کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست
جان و دل قربان همه سالش کنم ۲
چون مرا از راه کعبه است این فتوح
بس طواف شکر کامسالش کنم ۳
ماه من کاشتر سوار آید به راه
دیده سقا، سینه حمالش کنم ۴
ناقهرا چون ماه بر کوهان بود
نام چرخ مشتری فالش کنم ۵
ناقه ای کو پای بر یالش نهد
بوسه گه هم پای و هم یالش کنم ۶
گه مهار از رشتهٔ جان سازمش
گه زر رخسار خلخالش کنم ۷
گر دلم سوزد سموم بادیه
بس مفرح کز لب و خالش کنم ۸
کمترین هندوی او خاقانی است
گر پذیرد نام مثقالش کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - ما پیشکش تو جان فرستیم
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - دل به سودای بتان دربستهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.