هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دوری و فراق معشوق خود شکایت میکند و بیان میکند که مدت زیادی است او را ندیده است. او از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و از این که هیچ نشانهای از او در اطراف خود نمیبیند، اظهار ناراحتی میکند. شاعر همچنین از ناامیدی و درد فراق سخن میگوید و این که هیچ درمانی برای این درد نمییابد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۵۲ - امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
و آن ماه دو هفت از خم موی تو ندیدم ۱
ماه منی و عید من و من مه عیدی
زان روی ندیدم که به روی تو ندیدم ۲
چون بوی تو دیدم نفس صبح و ز غیرت
در آینهٔ صبح به بوی تو ندیدم ۳
تن غرقهٔ خون رفتم و دل تشنهٔ امید
کز آب وفا قطره به جوی تو ندیدم ۴
سگجان شدم از بس ستم عالم سگدل
روزی نظری از سگ کوی تو ندیدم ۵
با درد فراق تو به جان میزنم الحق
درمان ز که جویم که ز خوی تو ندیدم ۶
بر هیچ در صومعهای برنگذشتم
کانجا چو خودی در تک و پوی تو ندیدم ۷
پای طلبم سست شد از سخت دویدن
هر سو که شدم راه به سوی تو ندیدم ۸
خاقانی اگر بیهده گفت از سرمستی
مستی به ازو بیهده گوی تو ندیدم ۹
و آن ماه دو هفت از خم موی تو ندیدم ۱
ماه منی و عید من و من مه عیدی
زان روی ندیدم که به روی تو ندیدم ۲
چون بوی تو دیدم نفس صبح و ز غیرت
در آینهٔ صبح به بوی تو ندیدم ۳
تن غرقهٔ خون رفتم و دل تشنهٔ امید
کز آب وفا قطره به جوی تو ندیدم ۴
سگجان شدم از بس ستم عالم سگدل
روزی نظری از سگ کوی تو ندیدم ۵
با درد فراق تو به جان میزنم الحق
درمان ز که جویم که ز خوی تو ندیدم ۶
بر هیچ در صومعهای برنگذشتم
کانجا چو خودی در تک و پوی تو ندیدم ۷
پای طلبم سست شد از سخت دویدن
هر سو که شدم راه به سوی تو ندیدم ۸
خاقانی اگر بیهده گفت از سرمستی
مستی به ازو بیهده گوی تو ندیدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۱ - به صفت، عاشق جمال توایم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳ - طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.