هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از عشق عمیق خود سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است جان خود را فدا کند. او همچنین به رابطهی خاص خود با معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که آزاد و مستقل است و تنها به عشق معشوق وابسته است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۶۳ - ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم
ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم
کاندر طریق عشق تو گرم اوفتادهایم ۱
ما رطلهای درد تو زان در کشیدهایم
کز رمزهای درد تو سری گشادهایم ۲
گفتی که دل بداده و فارغ نشستهای
اینک برای دادن جان ایستادهایم ۳
ما آستین ناز تو از دست کی دهیم
چون دامن نیاز به دست تو دادهایم ۴
تا همقدم شدیم سگ پاسبانت را
از فرق فرقدین قدم برنهادهایم ۵
کس را چه دست بر ما گر عاشق توایم
مولای کس نهایم که آزاد زادهایم ۶
ما هم به باده همدم خاقانیم و بس
کو راه بادهخانه که جویای بادهایم ۷
کاندر طریق عشق تو گرم اوفتادهایم ۱
ما رطلهای درد تو زان در کشیدهایم
کز رمزهای درد تو سری گشادهایم ۲
گفتی که دل بداده و فارغ نشستهای
اینک برای دادن جان ایستادهایم ۳
ما آستین ناز تو از دست کی دهیم
چون دامن نیاز به دست تو دادهایم ۴
تا همقدم شدیم سگ پاسبانت را
از فرق فرقدین قدم برنهادهایم ۵
کس را چه دست بر ما گر عاشق توایم
مولای کس نهایم که آزاد زادهایم ۶
ما هم به باده همدم خاقانیم و بس
کو راه بادهخانه که جویای بادهایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۲ - در عشق ز تیغ و سر نیندیشم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴ - تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.