هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و زیباییهای طبیعت سخن میگوید و احساسات خود را نسبت به معشوق و عشقش بیان میکند. او از ناتوانی در درک کامل این احساسات و پیچیدگیهای عشق میگوید و در نهایت، به آزادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۶۷ - ز باغت به جز بوی و رنگی نبینم
ز باغت به جز بوی و رنگی نبینم
خود آن بوی را هم درنگی نبینم ۱
زهی هم تو هم عشق تو باد و آتش
که خود در شما آب و سنگی نبینم ۲
چه دریاست عشقت که هرچند در وی
صدف جویم الا نهنگی نبینم ۳
همه خلق در بند بینم پس آخر
به همت یک آزاد رنگی نبینم ۴
چو خاقانی از بهر صید دل خود
به از تیر مژگان خدنگی نبینم ۵
خود آن بوی را هم درنگی نبینم ۱
زهی هم تو هم عشق تو باد و آتش
که خود در شما آب و سنگی نبینم ۲
چه دریاست عشقت که هرچند در وی
صدف جویم الا نهنگی نبینم ۳
همه خلق در بند بینم پس آخر
به همت یک آزاد رنگی نبینم ۴
چو خاقانی از بهر صید دل خود
به از تیر مژگان خدنگی نبینم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - دست از دو جهان کشیده خواهم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - ز باغ عافیت بوئی ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.