هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد دل و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و با وجود رنجها و سختیها، به عشقش وفادار بماند. شاعر از معشوق میخواهد که اگر او را نمیپذیرد، حداقل به او محبت کند و از او دور نشود. همچنین، شاعر به معشوق توصیه میکند که به جای توجه به افراد بیارزش، به عزیزان و جانپروران توجه کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۲۸۰ - دلم دردمند است باری برافکن
دلم دردمند است باری برافکن
بر افکندهٔ خود نظر بهتر افکن ۱
میندیش اگر صبر من لشکری شد
دلت سنگ شد سنگ بر لشکر افکن ۲
اگر با غمت گرم در کار نایم
ز دمهای سردم گره دربر افکن ۳
اگر نزل عشقت به جز جان فرستم
به خاکش فرو نه، برون در افکن ۴
تو را طوق سیمین درافکند غبغب
مرا نیز از آن زلف طوقی برافکن ۵
پی از هر خسی سایه پرورد بگسل
نظر بر عزیزان جان پرور افکن ۶
که فرمایدت کشنای خسان شو
که گوید که هرای زر بر خر افکن ۷
مشو در خط از پند خاقانی ای جان
که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن ۸
بر افکندهٔ خود نظر بهتر افکن ۱
میندیش اگر صبر من لشکری شد
دلت سنگ شد سنگ بر لشکر افکن ۲
اگر با غمت گرم در کار نایم
ز دمهای سردم گره دربر افکن ۳
اگر نزل عشقت به جز جان فرستم
به خاکش فرو نه، برون در افکن ۴
تو را طوق سیمین درافکند غبغب
مرا نیز از آن زلف طوقی برافکن ۵
پی از هر خسی سایه پرورد بگسل
نظر بر عزیزان جان پرور افکن ۶
که فرمایدت کشنای خسان شو
که گوید که هرای زر بر خر افکن ۷
مشو در خط از پند خاقانی ای جان
که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.