هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که به او رحم کند، وعدههای دروغ ندهد و به او وفادار بماند. شاعر ابراز میکند که حاضر است جان خود را فدا کند و از معشوق میخواهد که به او خیانت نکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۷ - گرچه جانی از نظر پنهان مشو
گرچه جانی از نظر پنهان مشو
رحم کن در خون جان ای جان مشو ۱
پردهٔ رازم دریدی آشکار
وعدههای کژ مده پنهان مشو ۲
گر به جان فرمان دهی فرمان برم
آمدی ناخوانده بیفرمان مشو ۳
از بن دندان به دندان مزد تو
جان دهم جای دگر مهمان مشو ۴
گر بپیچم در کمند زلف تو
چون کمند از شرم، رخ پیچان مشو ۵
خون خوری ترکانه کاین از دوستی است
خون مخور، ترکی مکن، تازان مشو ۶
کشتیم پس خویشتن نادان کنی
این همه دانا مکش، نادان مشو ۷
چون غلام توست خاقانی تو نیز
جز غلام خسرو ایران مشو ۸
رحم کن در خون جان ای جان مشو ۱
پردهٔ رازم دریدی آشکار
وعدههای کژ مده پنهان مشو ۲
گر به جان فرمان دهی فرمان برم
آمدی ناخوانده بیفرمان مشو ۳
از بن دندان به دندان مزد تو
جان دهم جای دگر مهمان مشو ۴
گر بپیچم در کمند زلف تو
چون کمند از شرم، رخ پیچان مشو ۵
خون خوری ترکانه کاین از دوستی است
خون مخور، ترکی مکن، تازان مشو ۶
کشتیم پس خویشتن نادان کنی
این همه دانا مکش، نادان مشو ۷
چون غلام توست خاقانی تو نیز
جز غلام خسرو ایران مشو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۶ - شد آبروی عاشقان از خوی آتشناک تو
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸ - چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.