هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا، مانند صلیب عیسی، ماه و آهوی تاتار، زیبایی و تأثیر معشوق را توصیف می‌کند. شاعر همچنین از قدرت جادویی و تأثیرگذار معشوق بر خود و دیگران صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم به درک ادبیات کلاسیک و شعر فارسی نیاز دارند که معمولاً با افزایش سن و تجربه حاصل می‌شود.

غزل ۲۹۹ - پشت پایی زد خرد را روی تو

پشت پایی زد خرد را روی تو
رنگ هستی داد جان را بوی تو ۱

گشته چون من کشته‌ای زنار دار
جان عیسی در صلیب موی تو ۲

از پی خون‌ریز جان خاکیان
شهربندی شد فلک در کوی تو ۳

دیده کافوری و جان قیری کند
در سیه‌کاری سپیدی خوی تو ۴

از دلت ترسم به گاه صلح از آنک
سر به شکر می‌برد جادوی تو ۵

بندهٔ دندان خویشم کو به گاز
نقش یاسین کرد بر بازوی تو ۶

دربدر هر ماه چون گردد قمر
دیده شاید آن هلال ابروی تو ۷

آهوی تاتار را سازد اسیر
چشم جادوخیز و عنبر موی تو ۸

جان خاقانی تو داری اینت صید
چرب پهلویی هم از پهلوی تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.