هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف معشوق، خورشید، و گلهای لاله، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شاعر همچنین از عشق و هجران سخن میگوید و بیان میکند که عشق معشوق او را به وجد آورده و هجران او را میسوزاند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تصاویر شاعرانه پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۰۲ - ای تماشاگه جان بر طرف لالهستان تو
ای تماشاگه جان بر طرف لالهستان تو
مطلع خورشید زیر زلف مه جولان تو ۱
تا نهادی حسن را دار الخلافه زیر زلف
هست دار الملک فتنه در سر مژگان تو ۲
حلق خلقی را به طوق شوق تو در بند کرد
زلف مشک افشان شهر آشوب مه چوگان تو ۳
ای به خوان زلف تو یوسف طفیلی آمده
کیست کو بیخون دل یک لقمه خورد از خوان تو ۴
کی برد سر در گریبان خرد آن را که هست
پای در دام هوا و دست در دامان تو ۵
از پی آن کاتش هجر تو دارم یادگار
نزد من آب حیات است آتش هجران تو ۶
جان خاقانی فدای روح جان افروز توست
گرچه خصم اوست جانا یار جانان جان تو ۷
مطلع خورشید زیر زلف مه جولان تو ۱
تا نهادی حسن را دار الخلافه زیر زلف
هست دار الملک فتنه در سر مژگان تو ۲
حلق خلقی را به طوق شوق تو در بند کرد
زلف مشک افشان شهر آشوب مه چوگان تو ۳
ای به خوان زلف تو یوسف طفیلی آمده
کیست کو بیخون دل یک لقمه خورد از خوان تو ۴
کی برد سر در گریبان خرد آن را که هست
پای در دام هوا و دست در دامان تو ۵
از پی آن کاتش هجر تو دارم یادگار
نزد من آب حیات است آتش هجران تو ۶
جان خاقانی فدای روح جان افروز توست
گرچه خصم اوست جانا یار جانان جان تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۱ - بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳ - رخت تمنای دل بر در عشاق نه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.