هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از زیبایی معشوق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی خود می‌گوید و از دردها و رنج‌هایی که در این راه متحمل شده است، شکوه می‌کند. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و ویرانگر یاد می‌کند که زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۳۰۸ - ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته

ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
لعل تو سنگ سرزنش بر افتاب انداخته ۱

مه با خیال روی تو، گم‌گشته اندر کوی تو
شب با جمال موی تو، مشکین حجاب انداخته ۲

ای عاقلان را بارها بر لب زده مسمارها
وی خستگان را خارها در جای خواب انداخته ۳

ای کرده غارت منزلم آتش زده آب و گلم
زلف تو در حلق دلم مشکین طناب انداخته ۴

زان نرگس جادو نسب جان مرا بگرفته تب
خواب مرا هم نیم شب بسته به آب انداخته ۵

دل بر خسی بگماشتی کز خاک ره برداشتی
خاکی دلم بگذاشتی در خون ناب انداخته ۶

چون چنگ خود نوحه‌کنان مانند دف بر رخ زنان
وز نای حلق افغان‌کنان بانگ رباب انداخته ۷

ز آسیب دست دلبرش نیلی شده سیمین برش
سیارها نیلوفرش بر افتاب انداخته ۸

ای خوش بتو ایام ما بر دفتر تو نام ما
مدح تو اندر کام ما ذوق شراب انداخته ۹

خاقانی دل‌سوخته با جور توست آموخته
در دل عنا افروخته، جان در عذاب انداخته ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - سرمستم و تشنه، آب در ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.