هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که از این شرایط سخت رهایی یابد. او از ناتوانی در تغییر سرنوشت خود و جهان اطرافش اظهار ناراحتی می‌کند و آرزو می‌کند که اگر توانایی داشت، همه چیز را تغییر می‌داد. همچنین، او از بی‌عدالتی و سختی‌های زندگی شکایت کرده و آرزو می‌کند که از این شرایط رها شود.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان ناامیدی و حسرت در متن ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۳۱۹ - زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی

زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی
خود را به آستان عدم باز بستمی ۱

گر راه بر دمی سوی این خیمهٔ کبود
آنگه نشستمی که طنابش گسستمی ۲

ور دست من به چرخ رسیدی چنان که آه
بند و طلسم او همه درهم شکستمی ۳

گر ناوک سحرگه من کارگر شدی
شک نیستی که گردهٔ گردون بخستمی ۴

این کارهای من که گره در گره شده است
بگشادمی یکایک اگر چیره دستمی ۵

جستم میان خلق سلامت نیافتم
ور بوی بردمی به کران چون نشستمی ۶

امروز شوخ چشمان آسوده خاطرند
من شوخ چشم نیستم ای کاش هستمی ۷

از آسمان بیافتمی هر سعادتی
گر زین نحوس خانهٔ شروان بجستمی ۸

خائیدهٔ دهان جهانم چو نیشکر
ای کاش نیشکر نیمی من کبستمی ۹

خاقانی گهر سخنم ور نبودمی
از جورهای بد گهران باز رستمی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - روی درکش ز دهر دشمن روی
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - غم بنیاد آب و گل چه خوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.