هوش مصنوعی: این شعر از خاقانی شروانی، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر احساسات عمیق و دردهای عاطفی شاعر است. او از شکست‌های عاطفی، ناکامی‌ها و جفاهایی که دیده سخن می‌گوید و از قدرت و تأثیر عشق و جبر زمانه شکایت می‌کند. شاعر همچنین به قدرت خود در شکستن طلسم‌ها و غلبه بر مشکلات اشاره می‌کند، اما در نهایت از جفا و درد دل شکسته خود می‌نالد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۳۷ - تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای

تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای
بس توبه‌های ما که بهم درشکسته‌ای ۱

گاه از ستیزه گوش فلک برکشیده‌ای
گاه از کرشمه دیدهٔ اختر شکسته‌ای ۲

دانم که مه جبینی ای آسمان شکن
اما ندانم آنکه چه لشکر شکسته‌ای ۳

آهسته‌تر، نه ملک خراسان گرفته‌ای
و آسوده‌تر، نه رایت سنجر شکسته‌ای ۴

در شاه‌راه عشق تو هر محملی که بود
بر دل شکستگان قلندر شکسته‌ای ۵

در گوشه‌ها هزار جگر گوشه خورده‌ای
وز کبر گوشهٔ کله اندر شکسته‌ای ۶

یک مشت خاک غارت کردن نه مشکل است
بس کن که نه طلسم سکندر شکسته‌ای ۷

درهم شکسته‌ای دل خاقانی از جفا
تاوان بده ز لعل که گوهر شکسته‌ای ۸

خاقانیا نشیمن شروان نه جای توست
بر پر سوی عراق نه شهپر شکسته‌ای ۹

رو کز کمان گروههٔ خاطر به مهره‌ای
بر چرخ، پر تیر سخنور شکسته‌ای ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۶ - باز از کرشمه زخمهٔ نو در فزوده‌ای
گوهر بعدی:غزل ۳۳۸ - چه کرده‌ام که مرا پایمال غم کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.