هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مانند زلف معشوق، یوسف گمگشته، و آتش جان، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شاعر همچنین از تأثیرات عشق بر دل و جان خود سخن میگوید و به زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر جهان اطراف اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۳۴۴ - گر زیر زلف بند او باد صبا جا یافتی
گر زیر زلف بند او باد صبا جا یافتی
صد یوسف گم گشته را در هر خمی وا یافتی ۱
گر تن مقیمستی برش بیپرده دیدی پیکرش
در آتش جان پرورش باد مسیحا یافتی ۲
گر دل خطی بنگاشتی زلف و لبش پنداشتی
هم عقد پروین داشتی هم طوق جوزا یافتی ۳
گر شانه در زلف آردی از شانه دلها باردی
ور آینه برداردی آئینه جانها یافتی ۴
گر دیده دیدی درگهش خونابه بگرفتی رهش
بودی که روزی ناگهش ار خصم تنها یافتی ۵
در بار می در پای او، از دیده هم بالای او
گر در جوار رای او دل صدر والا یافتی ۶
گر عاشقان محرمش کس عرض کردی بر غمش
هر ذره را در عالمش خاقانیآسا یافتی ۷
صد یوسف گم گشته را در هر خمی وا یافتی ۱
گر تن مقیمستی برش بیپرده دیدی پیکرش
در آتش جان پرورش باد مسیحا یافتی ۲
گر دل خطی بنگاشتی زلف و لبش پنداشتی
هم عقد پروین داشتی هم طوق جوزا یافتی ۳
گر شانه در زلف آردی از شانه دلها باردی
ور آینه برداردی آئینه جانها یافتی ۴
گر دیده دیدی درگهش خونابه بگرفتی رهش
بودی که روزی ناگهش ار خصم تنها یافتی ۵
در بار می در پای او، از دیده هم بالای او
گر در جوار رای او دل صدر والا یافتی ۶
گر عاشقان محرمش کس عرض کردی بر غمش
هر ذره را در عالمش خاقانیآسا یافتی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۳ - عالم افروز بهارا که تویی
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵ - چه کردم کاستین بر من فشاندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.