هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیوفایی و بدعهدی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق نه تنها به عهد خود وفا نکرده، بلکه حتی از بدخویی و خوی نخستین خود نیز کم نکرده است. شاعر امیدوار است که معشوق در عالم دیگر لطفی به او بکند که در این دنیا نکرده است. او از وعدههای بیپایه و اساس معشوق و بیتوجهیاش به عشق و وفای شاعر گلایه میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۴۹ - ز بدخوئی دمی خو وانکردی
ز بدخوئی دمی خو وانکردی
مراعاتی بجای ما نکردی ۱
بر آن خوی نخستینی که بودی
از آن یکذره کمتر وانکردی ۲
بجای من که بر عهد تو ماندم
ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی ۳
مگر لطفی که از تو چشم دارم
در آن عالم کنی، کاینجا نکردی ۴
کجا یک وعدهام دادی که در پی
هزار امروز را فردا نکردی ۵
پی یک بوسه گرد پایهٔ حوض
بسی گشتم، تو دل دریا نکردی ۶
شنیدی حال خاقانی که چون است
ولی بر خویشتن پیدا نکردی ۷
مراعاتی بجای ما نکردی ۱
بر آن خوی نخستینی که بودی
از آن یکذره کمتر وانکردی ۲
بجای من که بر عهد تو ماندم
ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی ۳
مگر لطفی که از تو چشم دارم
در آن عالم کنی، کاینجا نکردی ۴
کجا یک وعدهام دادی که در پی
هزار امروز را فردا نکردی ۵
پی یک بوسه گرد پایهٔ حوض
بسی گشتم، تو دل دریا نکردی ۶
شنیدی حال خاقانی که چون است
ولی بر خویشتن پیدا نکردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۸ - دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
گوهر بعدی:غزل ۳۵۰ - کاشکی جز تو کسی داشتمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.