هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ستایش بیحد و مرز به معشوق است. شاعر معشوق را فراتر از درک دل و جان میداند و او را به خورشید حسن تشبیه میکند که همه چیز در برابر او سایهای بیش نیست. عقل و جان نیز در خدمت معشوق هستند و او را سلطان جهان میخواند. شاعر خود را در برابر عظمت معشوق کوچک میشمارد و جانش را متعلق به او میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵۶ - دل نداند تو را چنان که توئی
دل نداند تو را چنان که توئی
جان نگنجد در آن میان که توئی ۱
با تو خورشید حسن چون سایه
میدود پیش و پس چنان که توئی ۲
عقل جان بر میان به خدمت تو
میشتابد به هر کران که توئی ۳
تو جهان دگر شدی از لطف
هم تو سلطان بر آن جهان که توئی ۴
تو برآنی که جانم آن تو است
من که خاقانیم، بر آنکه توئی ۵
جان نگنجد در آن میان که توئی ۱
با تو خورشید حسن چون سایه
میدود پیش و پس چنان که توئی ۲
عقل جان بر میان به خدمت تو
میشتابد به هر کران که توئی ۳
تو جهان دگر شدی از لطف
هم تو سلطان بر آن جهان که توئی ۴
تو برآنی که جانم آن تو است
من که خاقانیم، بر آنکه توئی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۵ - خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷ - بانگ آمد از قنینه کباد بر خرابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.