هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از خاقانی شروانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق و ناامیدی از وصال او سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و نرسیدن به آرزوهایش شکایت میکند و از عشق و فداکاری خود در این راه میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۳۶۲ - به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
به رهت چه گوش دارم که خبر دریغ داری ۱
نه منم که خاک راهم ز پی سگان کویت
نه تو آفتابی از من چه نظر دریغ داری ۲
تو چه سرکشی که خاکم ز جفا به باد دادی
تو چه آتشی که آبم ز جگر دریغ داری ۳
ندهیم تار مویی که میان جان ببندم
نه غلام عشقم از من چه کمر دریغ داری ۴
دم وصل را نخواهی که رسد به سینهٔ من
نفس بهشتیان را ز سقر دریغ داری ۵
دل کشتهٔ من اینجا به خیال توست زنده
چه سبب خیالت از من به سفر دریغ داری ۶
به امید تو بسا شب که به روز کردم از غم
تو چرا نسیمت از من به سحر دریغ داری ۷
کم من گرفتی آخر نبود کم از سلامی
به عیار نیک مردان کمی ار دریغ داری ۸
سوی تو شفیع خواهم که برم برای وصلی
نبرم شفیع ترسم که مگر دریغ داری ۹
چه طمع کنم کنارت که نیرزمت به بوسی
چه طلب کنم مفرح که شکر دریغ داری ۱۰
به وفاش کوش خاقانی اگرچه درنگیرد
نه که دین و دل بدادی سر و زر دریغ داری ۱۱
به رهت چه گوش دارم که خبر دریغ داری ۱
نه منم که خاک راهم ز پی سگان کویت
نه تو آفتابی از من چه نظر دریغ داری ۲
تو چه سرکشی که خاکم ز جفا به باد دادی
تو چه آتشی که آبم ز جگر دریغ داری ۳
ندهیم تار مویی که میان جان ببندم
نه غلام عشقم از من چه کمر دریغ داری ۴
دم وصل را نخواهی که رسد به سینهٔ من
نفس بهشتیان را ز سقر دریغ داری ۵
دل کشتهٔ من اینجا به خیال توست زنده
چه سبب خیالت از من به سفر دریغ داری ۶
به امید تو بسا شب که به روز کردم از غم
تو چرا نسیمت از من به سحر دریغ داری ۷
کم من گرفتی آخر نبود کم از سلامی
به عیار نیک مردان کمی ار دریغ داری ۸
سوی تو شفیع خواهم که برم برای وصلی
نبرم شفیع ترسم که مگر دریغ داری ۹
چه طمع کنم کنارت که نیرزمت به بوسی
چه طلب کنم مفرح که شکر دریغ داری ۱۰
به وفاش کوش خاقانی اگرچه درنگیرد
نه که دین و دل بدادی سر و زر دریغ داری ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۱ - صید توام فکندی و در خون گذاشتی
گوهر بعدی:غزل ۳۶۳ - زین نیم جان که دارم جانان چه خواست گوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.