هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر زیبایی و شوخ‌طبعی معشوق را ستایش می‌کند و از درد عشق و جدایی می‌نالد. او از تأثیرات عشق بر خود و مقایسه‌های مختلف بین خود و معشوق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۳۶۵ - هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری

هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری
یا راست‌تر ز قد تو باشد صنوبری ۱

یا داشت خوبتر ز تو معشوق، عاشقی
یا زاد شوخ‌تر ز تو فرزند، مادری ۲

گر بگذرم به کوی تو روزی هزار بار
بینم نشسته بر سر کویت مجاوری ۳

یا دست بر دلی ز تو یا پای در گلی
یا باد در کفی ز تو یا خاک بر سری ۴

کردی ز بیدلی تو مرا در جهان سمر
نی بی‌دلی است چون من و نی چون تو دلبری ۵

نی چون من است در همه عالم ستم‌کشی
نی چون تو هست در همه گیتی ستم‌گری ۶

پران شود ز زیر کله زاغ زلف تو
تا بر پرد ز بر دل من چون کبوتری ۷

زان زلف عنبرینت رخم چنبری شود
تا پشت من خمیده شود همچو چنبری ۸

گفتی چرا کشی سر زلف معنبرم
گویم که سازمش ز دل خویش مجمری ۹

گوئی که شکر منت آید به آرزو
گویم حدیث در دهنت باد شکری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۴ - مرا روزی نپرسی کآخر ای غم‌خوار من چونی
گوهر بعدی:غزل ۳۶۶ - گر قصد جان نداری، خونم چرا خوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.