هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و علاقه‌ی خود به معشوق سخن می‌گوید و در عین حال، از ارزش و اهمیت طلا (زر) در زندگی و روابط انسانی نیز یاد می‌کند. شاعر از طلا به عنوان نمادی از قدرت، ثروت و ارزش استفاده می‌کند و آن را در کنار عشق و احساسات خود قرار می‌دهد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم فلسفی و اجتماعی مانند ارزش طلا و رابطه‌ی آن با عشق و زندگی، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۳۶۸ - هدیهٔ پای تو زر بایستی

هدیهٔ پای تو زر بایستی
رشوهٔ رای تو زر بایستی ۱

غم عشقت طرب افزای من است
طرب افزای تو زر بایستی ۲

جان چه خاک است که پیش تو کشم
پیشکش‌های تو زر بایستی ۳

دیده در پای تو گشتن هوس است
کشته در پای تو زر بایستی ۴

گرد هم اجرای امروز تو جان
خرج فردای تو زر بایستی ۵

ترش روی است زر صفرا بر
وقت صفرای تو زر بایستی ۶

آتش بسته گشاید همه کار
کار پیرای تو زر بایستی ۷

بی‌زری داشت تو را بر سر جنگ
صلح فرمای تو زر بایستی ۸

کوه سیمینی و هم سنگ توام
در تمنای تو زر بایستی ۹

تا کنم بر سر و بالات نثار
هم به بالای تو زر بایستی ۱۰

دید سیمای مرا عشق تو گفت
که چو سیمای تو زر بایستی ۱۱

دل سودائی خاقانی را
هم به سودای تو زر بایستی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - ناز جنگ‌آمیز جانان برنتابد هر دلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.