هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از خاقانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر نسبت به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از فداکاری و عشق بیحد و حصر خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد. همچنین، ممکن است برخی از مفاهیم برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۸۸ - ماهی که مه از قفای او بینی
ماهی که مه از قفای او بینی
خورشید ز روی و رای او بینی ۱
جوزا کمر کلاه او یابی
گردون گرهٔ قبای او بینی ۲
عاشقتر و زارتر ز من یابی
آن سایه که در قفای او بینی ۳
او خود نزید برای ما هرگز
جان کندن ما برای او بینی ۴
اندر دل سنگ اگر نشان جوئی
هم سوختهٔ هوای او بینی ۵
با این همه گنجهای پر معنی
خاقانی را گدای او بینی ۶
از لب بفرست شربت وصلی
ای یار اگر شفای او بینی ۷
خورشید ز روی و رای او بینی ۱
جوزا کمر کلاه او یابی
گردون گرهٔ قبای او بینی ۲
عاشقتر و زارتر ز من یابی
آن سایه که در قفای او بینی ۳
او خود نزید برای ما هرگز
جان کندن ما برای او بینی ۴
اندر دل سنگ اگر نشان جوئی
هم سوختهٔ هوای او بینی ۵
با این همه گنجهای پر معنی
خاقانی را گدای او بینی ۶
از لب بفرست شربت وصلی
ای یار اگر شفای او بینی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۷ - خاکم که مرا منی نیابی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹ - داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.