هوش مصنوعی:
این شعر از خاقانی شروانی، شاعر فارسیزبان، است که در آن صحنهای از صبحگاهی توصیف میشود که معشوق مست وارد میشود و با حضور او طبیعت و محیط اطراف نیز به وجد میآیند. شعر پر از تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا است که احساسات عاشقانه و شور و نشاط را به تصویر میکشد. در پایان شعر، شاعر به مدح وزیر و ستایش از او میپردازد.
رده سنی:
16+
این شعر به دلیل استفاده از زبان و مفاهیم پیچیدهی ادبی، استعارهها و تشبیهات غنی، و همچنین موضوعات عاشقانه و مدحی، برای مخاطبانی مناسب است که از درک ادبی بالاتری برخوردار باشند. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند از زیباییهای زبانی و معنایی این شعر لذت ببرند.
شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم
بهر صبوح از درم مست در آمد نگار
غالیه برده پگاه بر گل سوری بکار ۱
بسته من اسب ندم پس بگه صبح دم
کرد زبان عذرخواه آن بت سیمین عذار ۲
بلبله برداشت زود کرد پس آنگه سلام
گفت بود سه شراب داروی درد خمار ۳
جام ز عشق لبش خنده زنان شد چو گل
وز لب خندان او بلبله بگریست زار ۴
چون سه قدح کرد نوش درج گهر برگشاد
قند فشان شد ز لب آن صنم قندهار ۵
بلبل نطقش به ناز غنچهٔ لب کرد باز
گشت ز مل عارضش همچون گل کامکار ۶
گفت مخور غم بیا باده خور از بهر آنک
غم نخورد هر که را هست چو من غمگسار ۷
زین می خوش همچو من نوش کن ای خوش سخن
از سر رنج و حزن خیز و برآور دمار ۸
خاصه که مهر سپهر گوشهٔ خوشه گذاشت
و آتش گردون گرفت پله لیل و نهار ۹
کعب پیاله بگیر قد قنینه بپیچ
گوش چغانه بمال، سینهٔ بربط بخار ۱۰
بعد سه رطل گران مدح وزیر جهان
گفت که خاقانیا یاد چه داری بیار ۱۱
خواجه و دستور شاه داور ملک و سپاه
دین عرب را پناه ملک عجم را فخار ۱۲
غالیه برده پگاه بر گل سوری بکار ۱
بسته من اسب ندم پس بگه صبح دم
کرد زبان عذرخواه آن بت سیمین عذار ۲
بلبله برداشت زود کرد پس آنگه سلام
گفت بود سه شراب داروی درد خمار ۳
جام ز عشق لبش خنده زنان شد چو گل
وز لب خندان او بلبله بگریست زار ۴
چون سه قدح کرد نوش درج گهر برگشاد
قند فشان شد ز لب آن صنم قندهار ۵
بلبل نطقش به ناز غنچهٔ لب کرد باز
گشت ز مل عارضش همچون گل کامکار ۶
گفت مخور غم بیا باده خور از بهر آنک
غم نخورد هر که را هست چو من غمگسار ۷
زین می خوش همچو من نوش کن ای خوش سخن
از سر رنج و حزن خیز و برآور دمار ۸
خاصه که مهر سپهر گوشهٔ خوشه گذاشت
و آتش گردون گرفت پله لیل و نهار ۹
کعب پیاله بگیر قد قنینه بپیچ
گوش چغانه بمال، سینهٔ بربط بخار ۱۰
بعد سه رطل گران مدح وزیر جهان
گفت که خاقانیا یاد چه داری بیار ۱۱
خواجه و دستور شاه داور ملک و سپاه
دین عرب را پناه ملک عجم را فخار ۱۲
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۲
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.