هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از مرگ و فنا سخن میگوید و از مخاطبان میخواهد که به جای گریه و ناله، از زندگی و بقا قدردانی کنند. او به طبیبان و حکیمان اشاره میکند و از ناتوانی آنان در درمان بیماریها و رفع مشکلات انتقاد میکند. شاعر همچنین به ناپایداری زندگی و اجتنابناپذیری مرگ اشاره میکند و از مخاطبان میخواهد که از زندگی خود بهره ببرند و به مرگ به عنوان بخشی از زندگی نگاه کنند.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، انتقادات اجتماعی و نگاه انتقادی به طبیبان و حکیمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۲۰۷ - مطلع دوم
سر تابوت مرا باز گشائید همه
خود ببینید و به دشمن بنمائید همه ۱
بر سر سبزهٔ باغ رخ من کبک مثال
زار نالید که کبکان سرائید همه ۲
پس بگوئید ز من با پدر و مادر من
که چه دلسوخته و رنج هبائید همه ۳
بدرود ای پدر و مادرم، از من بدرود
که شدم فانی و در دام فنائید همه ۴
خط سیه کرده تظلم به در چرخ برید
که شما در خط این سبزه وطائید همه ۵
بس کز آتش سری و باد کلاهی فلک
بر سر خاک ز خون لعل قبائید همه ۶
خاک من غرقهٔ خون گشت مگریید دگر
بس کنید از جزع ار اهل جزائید همه ۷
چون درخت رز اگرتان رگ جان ببریدند
آب چندان ز رگ چشم چه زائید همه ۸
گر من از خرمن عمرم شده بر باد چو کاه
جای شکر است که چون دانه بجائید همه ۹
من عطای ملک العرش بدم نزد شما
صبر کم گشت که گم کرده عطائید همه ۱۰
ای طبیبان غلط گوی چه گویم که شما
نامبارک دم و ناساز دوائید همه ۱۱
اثر عود صلیب و خط ترساست خطا
ور مسیحید که در عین خطائید همه ۱۲
ای حکیمان رصد بین خط احکام شما
همه یاوه است و شما یاوه درائید همه ۱۳
خانهٔ طالع عمرم ششم و هشتم کید
چون ندیدید که جاماسب دهائید همه ۱۴
ای کرامات فروشان دم افسون شما
علت افزود که معلول ریائید همه ۱۵
رشتهٔ تب ز گرهتان رشتهٔ جان
باز نگشاد که در بند هوائید همه ۱۶
ای کسانی که ز ایام وفا میطلبید
نوشدارو طلب از زهر گیائید همه ۱۷
چه شنیدید اجل را، اجل آمد گوئی
کز فنا فارغ و مشغول بقائید همه ۱۸
یا شما را خط امن است و نه زین آب و گلید
که چنین سنگدل و بار خدائید همه ۱۹
هم اسیر اجلید ارچه امیر اجلید
مرگ را زان چه کامیر الامرائید همه ۲۰
خشت گل زیر سر و پی سپر آئید به مرگ
گر به خشت و به سپرمیر کیائید همه ۲۱
هم ز بالا به چه افتید چو خورشید به شام
گر ستاره سپه و صبح لوائید همه ۲۲
آبتان زیر پل مرگ گذر خواهد داشت
گرچه جیحون صفت و دجله صفائید همه ۲۳
مرگ اگر پشه و مور است ازو در فزعید
گرچه پیل دژم و شیر وغائید همه ۲۴
بنگرید از سر عبرت دم خاقانی را
که بدین مایه نظر دست روائید همه ۲۵
خود ببینید و به دشمن بنمائید همه ۱
بر سر سبزهٔ باغ رخ من کبک مثال
زار نالید که کبکان سرائید همه ۲
پس بگوئید ز من با پدر و مادر من
که چه دلسوخته و رنج هبائید همه ۳
بدرود ای پدر و مادرم، از من بدرود
که شدم فانی و در دام فنائید همه ۴
خط سیه کرده تظلم به در چرخ برید
که شما در خط این سبزه وطائید همه ۵
بس کز آتش سری و باد کلاهی فلک
بر سر خاک ز خون لعل قبائید همه ۶
خاک من غرقهٔ خون گشت مگریید دگر
بس کنید از جزع ار اهل جزائید همه ۷
چون درخت رز اگرتان رگ جان ببریدند
آب چندان ز رگ چشم چه زائید همه ۸
گر من از خرمن عمرم شده بر باد چو کاه
جای شکر است که چون دانه بجائید همه ۹
من عطای ملک العرش بدم نزد شما
صبر کم گشت که گم کرده عطائید همه ۱۰
ای طبیبان غلط گوی چه گویم که شما
نامبارک دم و ناساز دوائید همه ۱۱
اثر عود صلیب و خط ترساست خطا
ور مسیحید که در عین خطائید همه ۱۲
ای حکیمان رصد بین خط احکام شما
همه یاوه است و شما یاوه درائید همه ۱۳
خانهٔ طالع عمرم ششم و هشتم کید
چون ندیدید که جاماسب دهائید همه ۱۴
ای کرامات فروشان دم افسون شما
علت افزود که معلول ریائید همه ۱۵
رشتهٔ تب ز گرهتان رشتهٔ جان
باز نگشاد که در بند هوائید همه ۱۶
ای کسانی که ز ایام وفا میطلبید
نوشدارو طلب از زهر گیائید همه ۱۷
چه شنیدید اجل را، اجل آمد گوئی
کز فنا فارغ و مشغول بقائید همه ۱۸
یا شما را خط امن است و نه زین آب و گلید
که چنین سنگدل و بار خدائید همه ۱۹
هم اسیر اجلید ارچه امیر اجلید
مرگ را زان چه کامیر الامرائید همه ۲۰
خشت گل زیر سر و پی سپر آئید به مرگ
گر به خشت و به سپرمیر کیائید همه ۲۱
هم ز بالا به چه افتید چو خورشید به شام
گر ستاره سپه و صبح لوائید همه ۲۲
آبتان زیر پل مرگ گذر خواهد داشت
گرچه جیحون صفت و دجله صفائید همه ۲۳
مرگ اگر پشه و مور است ازو در فزعید
گرچه پیل دژم و شیر وغائید همه ۲۴
بنگرید از سر عبرت دم خاقانی را
که بدین مایه نظر دست روائید همه ۲۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۵
۵۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰۶ - این مرثیه را از زبان قرة العین امیر رشید فرزند خود گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۰۸ - در مدح غیاث الدین محمد مسعود ملکشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.