هوش مصنوعی:
شاعر در این متن احساسات خود را درباره عشق و جدایی بیان میکند. او از سرزلف معشوق و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و شبهایی که به هجران میگذرد را مانند زندان توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد.
شماره ۳۴۳ - روزی که سر زلف چو چوگان داری
روزی که سر زلف چو چوگان داری
آسیمه دلم چو گوی میدان داری ۱
آن شب که همی رای به هجران داری
آفاق به چشم من چو زندان داری ۲
آسیمه دلم چو گوی میدان داری ۱
آن شب که همی رای به هجران داری
آفاق به چشم من چو زندان داری ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - شبهای سده زلف مغانفش داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.