هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وفاداری خود به معشوق سخن میگوید و از جفا و آزار معشوق شکایت میکند. او ابراز میکند که هرگز قصد آزار معشوق را ندارد و از او میخواهد که دست از جفا بردارد. شاعر همچنین از درد و رنجی که تحمل میکند، سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و او را فراموش نکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و بیان شاعرانه ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲ - جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا ۱
زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا ۲
رخ گر به خون شویم همی، آب از جگر جویم همی
در حال خود گویم همی، یادی بود کارم ترا ۳
آب رخان من مبر، دل رفت و جان را درنگر
تیمار کار من بخور، کز جان خریدارم ترا ۴
هان ای صنم خواری مکن، ما را فرازاری مکن
آبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارم ترا ۵
جانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانم زدی
هرگز نگویی انوری، روزی وفادارم ترا ۶
ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا ۱
زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا ۲
رخ گر به خون شویم همی، آب از جگر جویم همی
در حال خود گویم همی، یادی بود کارم ترا ۳
آب رخان من مبر، دل رفت و جان را درنگر
تیمار کار من بخور، کز جان خریدارم ترا ۴
هان ای صنم خواری مکن، ما را فرازاری مکن
آبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارم ترا ۵
جانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانم زدی
هرگز نگویی انوری، روزی وفادارم ترا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۶۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱ - بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
گوهر بعدی:غزل ۳ - ای کرده خجل بتان چین را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.