هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و از خاک درگاه او به عنوان مایهی کیمیا یاد میکند. او از اشکها و رنجهای خود برای جلب توجه معشوق میگوید و امیدوار است که دل معشوق با شنیدن حالش نرم شود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۸ - ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
همه سوگند من به جان و سرت ۱
گوش را منتست بر همه تن
از پی آن حدیث چون شکرت ۲
اشک چون سیم و رخ چو زر کردم
از برای نثار رهگذرت ۳
مایهٔ کیمیاست خاک درت
کی درآید به چشم سیم و زرت ۴
دل بیرحم تو رحیم شود
گر ز حال دلم شود خبرت ۵
همه سوگند من به جان و سرت ۱
گوش را منتست بر همه تن
از پی آن حدیث چون شکرت ۲
اشک چون سیم و رخ چو زر کردم
از برای نثار رهگذرت ۳
مایهٔ کیمیاست خاک درت
کی درآید به چشم سیم و زرت ۴
دل بیرحم تو رحیم شود
گر ز حال دلم شود خبرت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷ - دل در آن یار دلاویز آویخت
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - رخت مه را رخ و فرزین نهادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.