هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عشق بیپاسخ و ناامیدی از وصال معشوق است. شاعر از بیقراری و بیتابی خود در فراق معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او بیحاصل و امیدش به وصلت بیپایان است. او از مشکلات و سختیهای این عشق سخن میگوید و احساس میکند که در دریای غم گرفتار شده است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیم ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۴۶ - عشق تو بیروی تو درد دلیست
عشق تو بیروی تو درد دلیست
مشکل عشق تو مشکل مشکلیست ۱
بیتو در هر خانه دستی بر سریست
وز تو در هر کوی پایی در گلیست ۲
بر در بتخانهٔ حسنت کنون
دست صبرم زیر سنگ باطلیست ۳
شادی وصلت به هر دل کی رسد
تا ترا شکرانه بر هر غم دلیست ۴
حاصلم در عشق تو بیحاصلیست
هیچ نتوان گفت نیکو حاصلیست ۵
از تحیر هر زمانی در رهت
روی امیدم به دیگر منزلیست ۶
کشتیی بر خشک میران انوری
کاخر این دریای غم را ساحلیست ۷
مشکل عشق تو مشکل مشکلیست ۱
بیتو در هر خانه دستی بر سریست
وز تو در هر کوی پایی در گلیست ۲
بر در بتخانهٔ حسنت کنون
دست صبرم زیر سنگ باطلیست ۳
شادی وصلت به هر دل کی رسد
تا ترا شکرانه بر هر غم دلیست ۴
حاصلم در عشق تو بیحاصلیست
هیچ نتوان گفت نیکو حاصلیست ۵
از تحیر هر زمانی در رهت
روی امیدم به دیگر منزلیست ۶
کشتیی بر خشک میران انوری
کاخر این دریای غم را ساحلیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵ - جانا دلم از خال سیاه تو به حالیست
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - در همه مملکت مرا جانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.