هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عشق بیپاسخ و ناامیدی از وصال معشوق است. شاعر از بیقراری دل خود در راه عشق سخن میگوید و اشاره میکند که این راه بیمنزل و پر از سختی است. او از نداشتن صبر و تحمل برای تحمل هجران شکایت کرده و دریای غم معشوق را بیساحل توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و غم نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۷۳ - به بیل عشق تو دل گل ندارد
به بیل عشق تو دل گل ندارد
که راه عشق تو منزل ندارد ۱
قدم بر جان همی باید نهادن
در این راه و دلم آن دل ندارد ۲
چو دل در راه تو بستم ضمان کیست
که هجرت کار من مشکل ندارد ۳
بهین سرمایه صبر و روزگارست
دلم این هر دو هم حاصل ندارد ۴
کرا پایاب پیوند تو باشد
که دریای غمت ساحل ندارد ۵
که راه عشق تو منزل ندارد ۱
قدم بر جان همی باید نهادن
در این راه و دلم آن دل ندارد ۲
چو دل در راه تو بستم ضمان کیست
که هجرت کار من مشکل ندارد ۳
بهین سرمایه صبر و روزگارست
دلم این هر دو هم حاصل ندارد ۴
کرا پایاب پیوند تو باشد
که دریای غمت ساحل ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲ - تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد
گوهر بعدی:غزل ۷۴ - دلم را انده جان میندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.