هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از تلخی سخنان معشوق و میل او به ثروت شکایت میکند و بیان میکند که عشق بدون پشتوانه مالی دردسرساز است. شاعر همچنین از خشکی لبها و اشکهایش در فراق معشوق میگوید و اشاره میکند که عشق و فقر در مسلمانی از کفر هم بدتر است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند عشق، فقر و رنجهای ناشی از آن است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۹۹ - نه چو شیرین لبت شکر باشد
نه چو شیرین لبت شکر باشد
نه چو روشن رخت قمر باشد ۱
با سخنهای تلخ چون زهرت
عیش من خوشتر از شکر باشد ۲
تو به زر مایلی و نیست عجب
میل خوبان همه به زر باشد ۳
کار عاشق به سیم گردد راست
عشق بیسیم دردسر باشد ۴
دایم از نیستی عشق توام
هر دو لب خشک و دیده تر باشد ۵
در فراق تو عاشقان ترا
همه شبهای بیسحر باشد ۶
عشق و افلاس در مسلمانی
صد ره از کافری بتر باشد ۷
نه چو روشن رخت قمر باشد ۱
با سخنهای تلخ چون زهرت
عیش من خوشتر از شکر باشد ۲
تو به زر مایلی و نیست عجب
میل خوبان همه به زر باشد ۳
کار عاشق به سیم گردد راست
عشق بیسیم دردسر باشد ۴
دایم از نیستی عشق توام
هر دو لب خشک و دیده تر باشد ۵
در فراق تو عاشقان ترا
همه شبهای بیسحر باشد ۶
عشق و افلاس در مسلمانی
صد ره از کافری بتر باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۸ - هرچه با من کنی روا باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰ - رنگ عاشق چو زعفران باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.