هوش مصنوعی:
شاعر از فراق و دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که صبرش تمام شده و عشق باعث رنجش شده است. او از این که عقلش در برابر غم عشق شکست خورده و به ناتوانی رسیده، اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، موضوعات عشق و فراق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۵۸ - طاقتم در فراق تو برسید
طاقتم در فراق تو برسید
صبر یکبارگی ز من برمید ۱
تا گرفتار عشق شد جانم
بر دلم باد خرمی نوزید ۲
چرخ بر روزنامهٔ عمرم
همه گویی نشان هجر کشید ۳
عقل کوشید با غمت یکچند
عاقبت هم طریق عجز گزید ۴
صبر یکبارگی ز من برمید ۱
تا گرفتار عشق شد جانم
بر دلم باد خرمی نوزید ۲
چرخ بر روزنامهٔ عمرم
همه گویی نشان هجر کشید ۳
عقل کوشید با غمت یکچند
عاقبت هم طریق عجز گزید ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷ - ز عهد تو بوی وفا مینیاید
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹ - غارت عشقت به دل و جان رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.