هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و علاقهی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از جدایی و دوری از معشوق رنج میبرد و احساسات خود را با توصیفاتی مانند عشق زار، بیقراری و خمار غم بیان میکند. او از معشوق میخواهد که درد و غم او را درک کند و به او توجه نشان دهد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۸۴ - یعلمالله که دوستدار توام
یعلمالله که دوستدار توام
عاشق زار بیقرار توام ۱
بیتو ای جان و دیدهٔ روشن
چون سر زلف تابدار توام ۲
در سر من خمار انده تست
تا که بیروی چون نگار توام ۳
ارغوانم چو زعفران بیدرد
تا که بیچشم پر خمار توام ۴
هر شبی در کنار غم جستم
تا چرا دور از کنار توام ۵
یار درد و غمم مدار که من
آخر ای ماهروی یار توام ۶
عاشق زار بیقرار توام ۱
بیتو ای جان و دیدهٔ روشن
چون سر زلف تابدار توام ۲
در سر من خمار انده تست
تا که بیروی چون نگار توام ۳
ارغوانم چو زعفران بیدرد
تا که بیچشم پر خمار توام ۴
هر شبی در کنار غم جستم
تا چرا دور از کنار توام ۵
یار درد و غمم مدار که من
آخر ای ماهروی یار توام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - روی ندارم که روی از تو بتابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.