هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و اندوه عشق و جدایی سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که تمام عزت و آبروی خود را در راه عشق از دست داده و در غم و اندوه فراق غرق شده است. با وجود جفا و بیدادی که از معشوق دیده، همچنان به او وفادار است و آرزوی وصال او را دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد. همچنین، مفاهیمی مانند فراق و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و پیچیده باشد.

غزل ۱۹۰ - دردا و دریغا که دل از دست بدادم

دردا و دریغا که دل از دست بدادم
واندر غم و اندیشه و تیمار فتادم ۱

آبی که مرا نزد بزرگان جهان بود
خوش خوش همه بر باد غم عشق تو دادم ۲

با وصل تو نابوده هنوزم سر و کاری
سر بر خط بیداد و جفای تو نهادم ۳

دل در سخن زرق زراندود تو بستم
تا در غم تو خون دل از دیده گشادم ۴

مپسند که با خاک برم درد فراقت
چون دست غم عشق تو برداد به بادم ۵

با آنکه نباشی نفسی جز به خلافم
هرگز نفسی جز به رضای تو مبادم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - برآنم کز تو هرگز برنگردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.