هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که عشق به معشوق، دل و جانش را ربوده و غمهای بسیاری را برایش به ارمغان آورده است. با این حال، او همچنان به عشق و رسم و آیین معشوق پایبند است و غمهایش را با دیدگانش تحمل میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۹۹ - تا به کوی تو رهگذر دارم
تا به کوی تو رهگذر دارم
کس نداند که من چه سر دارم ۱
دل ربودی و قصد جان کردی
رسم و آیین تو ز بر دارم ۲
داستانی ز غصهٔ همه سال
قصهٔ عمر جان شکر دارم ۳
جز غم عاشقی ز بی سیمی
صد هزاران غم دگر دارم ۴
عهد و پیمان شکستهای بر هم
سر برآوردهای خبر دارم ۵
هر غمی کز تو باشدم حقا
ای دو دیده به دیده بردارم ۶
کس نداند که من چه سر دارم ۱
دل ربودی و قصد جان کردی
رسم و آیین تو ز بر دارم ۲
داستانی ز غصهٔ همه سال
قصهٔ عمر جان شکر دارم ۳
جز غم عاشقی ز بی سیمی
صد هزاران غم دگر دارم ۴
عهد و پیمان شکستهای بر هم
سر برآوردهای خبر دارم ۵
هر غمی کز تو باشدم حقا
ای دو دیده به دیده بردارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۸ - بیا که با سر زلف تو کارها دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰ - درد دل هر زمان فزون دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.