هوش مصنوعی:
شاعر از درد دل و بیوفایی معشوق خود شکایت میکند. او با وجود جفاهای معشوق، همچنان به او عشق میورزد و رنجهای این عشق را تحمل میکند. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و آرزوی دیدار او را دارد، اما به نظر میرسد که این آرزو برآورده نمیشود. او از ناتوانی خود در تحمل این شرایط سخن میگوید و به شاه (یا قدرتی برتر) پناه میبرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عاطفی و شکایت از بیوفایی معشوق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۰۰ - درد دل هر زمان فزون دارم
درد دل هر زمان فزون دارم
چه کنم بیوفاست دلدارم ۱
همه با من جفا کند لیکن
به جفا هیچ ازو نیازارم ۲
بار اندوه و رنج محنت او
بکشم زانکه دوستش دارم ۳
یاد وصلش کنم معاذالله
کی بود این محل و مقدارم ۴
تا توانم حدیث هجرش کرد
میرود صد هزار بیکارم ۵
گفته بودم کزو کنم درخواست
تا نماید ز دور دیدارم ۶
این قدر التماس خود چه بود
سالها شد که تا در آن کارم ۷
باورم میکنی به نعمت شاه
کین قدر نیز هم نمییارم ۸
چه کنم بیوفاست دلدارم ۱
همه با من جفا کند لیکن
به جفا هیچ ازو نیازارم ۲
بار اندوه و رنج محنت او
بکشم زانکه دوستش دارم ۳
یاد وصلش کنم معاذالله
کی بود این محل و مقدارم ۴
تا توانم حدیث هجرش کرد
میرود صد هزار بیکارم ۵
گفته بودم کزو کنم درخواست
تا نماید ز دور دیدارم ۶
این قدر التماس خود چه بود
سالها شد که تا در آن کارم ۷
باورم میکنی به نعمت شاه
کین قدر نیز هم نمییارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹ - تا به کوی تو رهگذر دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱ - عشقت اندر میان جان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.