هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق به معشوق و گرایش به خرابات و مینوشی سخن میگوید. او از مناجات و عبادت بیزار است و ترجیح میدهد به جای تسبیح و سجاده، به زنار (نماد مسیحیت) و خرابات روی آورد. شاعر توبه را رد میکند و ترجیح میدهد در مستی و عیش باقی بماند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خرابات و مینوشی و انکار توبه ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۳۰ - سر آن دارم کامروز بر یار شوم
سر آن دارم کامروز بر یار شوم
بر آن دلبر دردیکش عیار شوم ۱
به خرابات و می و مصطبه ایمان آرم
وز مناجات شب و صومعه بیزار شوم ۲
چون که شایسته سجاده و تسبیح نیم
باشد ای دوست که شایستهٔ زنار شوم ۳
کار میدارد و معشوق و خرابات و قمار
کی بود کی که دگر بر سر انکار شوم ۴
خورد بر عیش خوشم توبه فراوان زنهار
ببر می همی از توبه به زنهار شوم ۵
تو اگر معتکف توبه همی باشی باش
من همی معتکف خانهٔ خمار شوم ۶
رو تو و قامت موذن که مرا زین مستی
تا قیامت سر آن نیست که هشیار شوم ۷
بر آن دلبر دردیکش عیار شوم ۱
به خرابات و می و مصطبه ایمان آرم
وز مناجات شب و صومعه بیزار شوم ۲
چون که شایسته سجاده و تسبیح نیم
باشد ای دوست که شایستهٔ زنار شوم ۳
کار میدارد و معشوق و خرابات و قمار
کی بود کی که دگر بر سر انکار شوم ۴
خورد بر عیش خوشم توبه فراوان زنهار
ببر می همی از توبه به زنهار شوم ۵
تو اگر معتکف توبه همی باشی باش
من همی معتکف خانهٔ خمار شوم ۶
رو تو و قامت موذن که مرا زین مستی
تا قیامت سر آن نیست که هشیار شوم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - دل را به غمت نیاز میبینم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - روز دو از عشق پشیمان شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.