هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و رنجهایی که در این راه متحمل شده است، سخن میگوید. او از معشوق خود گلایه میکند که با رفتارش روزهای او را به شب تبدیل کرده و دلش را خون کرده است. شاعر از معشوق میخواهد که از ستمهایش کم کند و به او رحم کند. در نهایت، شاعر به خودش هشدار میدهد که این ستمها را بر خود روا داشته است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۶۵ - تا که دستم زیر سنگ آوردهای
تا که دستم زیر سنگ آوردهای
راستی را روز من شب کردهای ۱
از غم عشق تو دل خون میخورد
وای آن مسکین که با او خوردهای ۲
یک به ریشم کم کن از آهنگ جور
گرنه با ایام در یک پردهای ۳
دل همی دزدی و منکر میشوی
بازیی نیکو به کو آوردهای ۴
با چنین دست اندرین بازی مگر
سالها این نوع می پروردهای ۵
انوری دم درکش و تسلیم کن
کین ستم بر خویشتن خود کردهای ۶
راستی را روز من شب کردهای ۱
از غم عشق تو دل خون میخورد
وای آن مسکین که با او خوردهای ۲
یک به ریشم کم کن از آهنگ جور
گرنه با ایام در یک پردهای ۳
دل همی دزدی و منکر میشوی
بازیی نیکو به کو آوردهای ۴
با چنین دست اندرین بازی مگر
سالها این نوع می پروردهای ۵
انوری دم درکش و تسلیم کن
کین ستم بر خویشتن خود کردهای ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۴ - بر مه از عنبر عذار آوردهای
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶ - دامن اندر پای صبر آوردهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.