هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از شکستن عهد و وفا توسط معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود این رفتارها، هنوز عشق و میل شدیدی به او دارد. او از رنجهای عاطفی و دلشکستگیهای ناشی از این رابطه ناعادلانه سخن میگوید و از معشوق میخواهد که از رفتارهای ناعادلانهاش دست بردارد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند شکست عهد و رنجهای عشقی نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۲۷۰ - همچون سر زلف خود شکستی
همچون سر زلف خود شکستی
آن عهد که با رهی ببستی ۱
بد عهد نخوانمت نگارا
هرچند که عهد من شکستی ۲
کس سیرت و خوی تو نداند
من دانم و دل چنان که هستی ۳
از شاخ وفا گلم ندادی
وز خار جفا دلم بخستی ۴
از هجر تو در خمارم امروز
نایافتهای ز وصل هستی ۵
با این همه میل من سوی تو
چون رفتن سیل سوی پستی ۶
از جان من ای عزیز چون جان
کوتاه کن این درازدستی ۷
آن عهد که با رهی ببستی ۱
بد عهد نخوانمت نگارا
هرچند که عهد من شکستی ۲
کس سیرت و خوی تو نداند
من دانم و دل چنان که هستی ۳
از شاخ وفا گلم ندادی
وز خار جفا دلم بخستی ۴
از هجر تو در خمارم امروز
نایافتهای ز وصل هستی ۵
با این همه میل من سوی تو
چون رفتن سیل سوی پستی ۶
از جان من ای عزیز چون جان
کوتاه کن این درازدستی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۹ - گر مرا روزگار یارستی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱ - یا بدان رخ نظری بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.