هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن می‌گوید. او آرزو می‌کند که اگر یادی از او شود، دلش از غم رها شود و اگر باد وصل عشقش بوزد، اندوهش از بین برود. شاعر همچنین آرزو می‌کند که بختش با چشمان معشوق همراه شود و اگر عشقش به وصال برسد، دلش همیشه شاد خواهد بود.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق مانند عشق، فراق و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

غزل ۲۷۷ - گر ترا روزی ز ما یاد آمدی

گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
دل کجا از غم به فریاد آمدی ۱

خرمن اندوه کی ماندی به جای
گر ز سوی وصل تو باد آمدی ۲

کاشکی بر دست کار چاپکی
بخت ما با چشمت استاد آمدی ۳

نام بیداد از جهان برخاستی
گر ز زلفت گه گهی داد آمدی ۴

ور به جانی وصل تو ممکن شدی
عاشقت پیوسته دلشاد آمدی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - ای دوست به کام دشمنم کردی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - بس دل‌افروز و دلارام آمدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.