هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از آمدن معشوق خود که دلافروز و دلارام است، ابراز خوشحالی میکند. شاعر بیان میکند که مدتها در انتظار چنین صیدی بوده و اکنون معشوق در دام او افتاده است. او از زیبایی و چالاکی معشوق سخن میگوید و از اینکه با می و جام به نزد او آمده، اظهار شادی میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای شعری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می و جام ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۷۸ - بس دلافروز و دلارام آمدی
بس دلافروز و دلارام آمدی
خه به نام ایزد به هنگام آمدی ۱
بسکه بودم در پی صید چو تو
آخرم امروز در دام آمدی ۲
کار آن عشرت ز تو اندام یافت
زانکه تو چست و به اندام آمدی ۳
خام خوانندم که توبه بشکنم
چون تو با من با می و جام آمدی ۴
خه به نام ایزد به هنگام آمدی ۱
بسکه بودم در پی صید چو تو
آخرم امروز در دام آمدی ۲
کار آن عشرت ز تو اندام یافت
زانکه تو چست و به اندام آمدی ۳
خام خوانندم که توبه بشکنم
چون تو با من با می و جام آمدی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - گر ترا طبع داوری بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.