هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوهی که همواره با اوست سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تلاشهای گوناگون، تقدیرش تغییر نمیکند. او از عشق و وفاداری به معشوق سخن میگوید، اما در نهایت ناامید و سرگردان باقی میماند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، تقدیر و ناامیدی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. این مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و تأملبرانگیز است.
غزل ۳۰۰ - یک زمان از غم نیاسایم همی
یک زمان از غم نیاسایم همی
تا که هستم باده پیمایم همی ۱
میکنم تدبیر گوناگون ولیک
بستهٔ تقدیر نگشایم همی ۲
چند باشم دروفای دلبران
چون دمی زیشان نیاسایم همی ۳
جان و دل را در هوای مهوشان
جز غم و تیمار نفزایم همی ۴
میروم هرجا و میجویم مراد
عاقبت نومید باز آیم همی ۵
تا که هستم باده پیمایم همی ۱
میکنم تدبیر گوناگون ولیک
بستهٔ تقدیر نگشایم همی ۲
چند باشم دروفای دلبران
چون دمی زیشان نیاسایم همی ۳
جان و دل را در هوای مهوشان
جز غم و تیمار نفزایم همی ۴
میروم هرجا و میجویم مراد
عاقبت نومید باز آیم همی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.