هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و از رفتار بیمعنای او ابراز ناراحتی میکند. او از وعدههای پوچ معشوق و تغییر رفتارش متحیر است و این رفتارها را بیمعنا و آزاردهنده میداند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاطفی و احساسی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۰۶ - دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی
دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی
چه بود آخر ترا مقصود از این آزار بیمعنی ۱
نگار ازین جفا کردن بدان تا من بیازارم
روا داری که خوانندت جهانی یار بیمعنی ۲
وگر جایی دگر تیزست روزی چند بازارت
مشو غره نگارینا بدان بازار بیمعنی ۳
همی گفتی که تا عمرم ترا هرگز بنگذارم
کنون حیران بماندستم از این گفتار بیمعنی ۴
چه بود آخر ترا مقصود از این آزار بیمعنی ۱
نگار ازین جفا کردن بدان تا من بیازارم
روا داری که خوانندت جهانی یار بیمعنی ۲
وگر جایی دگر تیزست روزی چند بازارت
مشو غره نگارینا بدان بازار بیمعنی ۳
همی گفتی که تا عمرم ترا هرگز بنگذارم
کنون حیران بماندستم از این گفتار بیمعنی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۵ - گرد ماه از مشک خرمن میزنی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷ - نام وصل اندر زبانی افکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.