هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و هجران سخن می‌گوید. او از درد فراق و اشتیاق به معشوق می‌نالد و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود سخن می‌گوید. شاعر همچنین از قدرت و جلال معشوق و تأثیرات او بر جهان و هستی صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۰۷ - نام وصل اندر زبانی افکنی

نام وصل اندر زبانی افکنی
تا دلم را در گمانی افکنی ۱

راست چون جان بر میان بندد دلم
خویشتن را بر کرانی افکنی ۲

از جهان آن دوست داری کاتشی
هر زمان اندر جهانی افکنی ۳

چشمت اندر تیر بارانش افکند
زلف چون در حلق جانی افکنی ۴

چون قرین شادیی خواهم شدن
بر سپهر غم قرانی افکنی ۵

گر کنم در عمر دندانی سپید
در نواله‌ام استخوانی افکنی ۶

پادشاهی در نکویی چت زیان
گر نظر بر پاسبانی افکنی ۷

طالعی داری که خورشیدی شود
سایه گر بر آسمانی افکنی ۸

هجر را گویی که کار انوری
بوک با نام و نشانی افکنی ۹

با سروکاری چنینش درخورست
اینکه در پای چنانی افکنی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۶ - دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی‌معنی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۸ - سر آن داری کامروز مرا شاد کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.