هوش مصنوعی:
شاعر از جفا و بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام فداکاریها و از دست دادن همه چیز، معشوق همچنان به او بیمهری میکند. او از معشوق میخواهد که دست از این رفتار بردارد و به وفاداری و مهر بازگردد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۱۰ - آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
دست عهد از دامن صحبت رها تا کی کنی ۱
چون به جز جور و جفاکاری نداری روز و شب
پس مرا بیغارهٔ مهر و وفا تا کی کنی ۲
باختم در نرد عشقت این جهان و آن جهان
چون همه درباختم با من دغا تا کی کنی ۳
چون کلاه خواجگی یکباره بنهادم ز سر
جان من پیراهن صبرم قبا تا کی کنی ۴
از وفای انوری چون روی گردانیدهای
شرم دار از روی او آخر جفا تا کی کنی ۵
دست عهد از دامن صحبت رها تا کی کنی ۱
چون به جز جور و جفاکاری نداری روز و شب
پس مرا بیغارهٔ مهر و وفا تا کی کنی ۲
باختم در نرد عشقت این جهان و آن جهان
چون همه درباختم با من دغا تا کی کنی ۳
چون کلاه خواجگی یکباره بنهادم ز سر
جان من پیراهن صبرم قبا تا کی کنی ۴
از وفای انوری چون روی گردانیدهای
شرم دار از روی او آخر جفا تا کی کنی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - بیگناه از من تبرا میکنی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - از من ای جان روی پنهان میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.