هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که از هجران و دوری معشوق رنج میبرد. شاعر از بیتابی و بیصبری خود در برابر عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند. او از تنهایی و نداشتن مونس جز معشوق شکایت میکند و امیدوار است که روزی دردش شنیده شود. شاعر از سنگدلی معشوق و بیتوجهی او به حالش گلایه میکند و آرزو میکند که معشوق او را در پای خود ببیند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عاشقانه و مفاهیم مرتبط با هجران و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۶ - پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را ۱
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا ۲
روزی حکایت ما ناگه به گفتن آید
پوشیده چند داریم این درد بیدوا را؟ ۳
تا کی خلی درین، دل پیوسته خار هجران؟
مردم ز جورت، آخر مردم، نه سنگ خارا ۴
آخر مرا ببینی در پای خویش مرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را ۵
باد صبا ندارد پیش تو راه، ورنه
با ناله های خونین، بفرستمی صبا را ۶
چون اوحدی بنالد، گویی که: صبر میکن
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا ۷
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را ۱
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا ۲
روزی حکایت ما ناگه به گفتن آید
پوشیده چند داریم این درد بیدوا را؟ ۳
تا کی خلی درین، دل پیوسته خار هجران؟
مردم ز جورت، آخر مردم، نه سنگ خارا ۴
آخر مرا ببینی در پای خویش مرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را ۵
باد صبا ندارد پیش تو راه، ورنه
با ناله های خونین، بفرستمی صبا را ۶
چون اوحدی بنالد، گویی که: صبر میکن
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۰۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
گوهر بعدی:غزل ۷ - چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.