هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق خود سخن میگوید. او آرزو میکند که شب و روزش با غم معشوق سپری شود و دلش به رخسار او تعلق داشته باشد. شاعر حتی درد و غم معشوق را به جان میخرد و از رقیبان نمیهراسد. او از صبا میخواهد که نسیمی از بهار معشوق را برایش بیاورد و آرزو میکند که همیشه در عشق او بماند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵ - شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
سر من بر آستان سر کوی یار بادا ۱
دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد
به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا ۲
چو رضای او در آنست که دردمند باشم
غم و درد او نصیب من دردخوار بادا ۳
ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من
که بت من از رقیبان به منش گذار بادا ۴
سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم
به میان لاغر او، که درین کنار بادا ۵
چو به اختیار کردم، دل و جان فدای آن رخ
گر ازو کنم جدایی، نه به اختیار بادا ۶
به من ای صبا نسیمی، ز بهار دولت او
برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا ۷
چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟
که چو من به درد دوری، همه ساله زار بادا ۸
لب او چو باز پرسد دل عاشقان خود را
دل ریش اوحدی نیز در آن شمار بادا ۹
سر من بر آستان سر کوی یار بادا ۱
دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد
به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا ۲
چو رضای او در آنست که دردمند باشم
غم و درد او نصیب من دردخوار بادا ۳
ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من
که بت من از رقیبان به منش گذار بادا ۴
سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم
به میان لاغر او، که درین کنار بادا ۵
چو به اختیار کردم، دل و جان فدای آن رخ
گر ازو کنم جدایی، نه به اختیار بادا ۶
به من ای صبا نسیمی، ز بهار دولت او
برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا ۷
چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟
که چو من به درد دوری، همه ساله زار بادا ۸
لب او چو باز پرسد دل عاشقان خود را
دل ریش اوحدی نیز در آن شمار بادا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴ - قراری چون ندارد جانم اینجا
گوهر بعدی:غزل ۶ - پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.